March 2009 . Main . May 2009
2- آخرین ها
April 23, 2009
آبان 87 از سمت راست: مادرم، پدربزرگم، نیما برادرم، پدرم و مادربزرگم... که احتمالا درباره موهای سفید نیما صحبت می کنند. شب تولد نیما، بعد از یک روز خوبی که عصرش باران آمد و ترافیک شدید بعد از آن... در نهایت خودمان را رساندیم به خانه تا همانطور که ساعت دوربین ثبت کرده ساعت 10 و 15 دقیقه و... + ادامه
. Permalink
1
April 21, 2009
فروردین 88، مازندران روز به روز برای من ارزش عکس های یادگاری که تو هارد کامپیوترم دارم از عکس های مستندم بیشتر می شه. منم که قرارداد نبستم که تا آخر عمرم حتما عکس مستند بگیرم. شاید اصلا تا چند ماه دیگه فقط کارم بشه عکس یادگاری گرفتن از مردم... شایدم نه... به هر حال یه مدتی سعی می... + ادامه