previous . main . next

شهرآورد شصت و پنج

ساعت ده، تلویزیون را روشن می کنم تا یه دو ساعتی بگذره و با ایشان به شصت و پنجمین دربی پایتخت، در ورزشگاه آزادی بروم که هنوز تصویر تلویزیون نیامده صدای بهرام شفیع دارد خبر می دهد که "کسی به ورزشگاه نره، پر شده، نه بلیط می فروشن و نه امکان ورود به استادیوم است " و این حرف را تا نیم ساعت بعدش هم چندین بار تکرار می کند و مسوولین کانال سه را هم به عنوان منبع موثق می آورد که درخواست کرده اند تا او در برنامه دای هارد «ورزش و مردم»، و به گفته خودش پربیننده بدانند و آگاه باشند که بهتر تماشا کردن فوتبال از پای تلویزیون است.
و آب پاکی ریخت روی صورت من که ده دقیقه به شش یعنی ده دقیقه قبل از فروش بلیط ها رفته بودم شهید کشوری و 2 ساعت هم برای گرفتن بلیط، در صف بودم.
سریع یه صبحانه ی مفصلی خوردم تا در استادیوم آزادی هوس ساندویچ های خوشمزش را نکنم و نشستم تو ماشین با بلیط ها، پا رو گاز دنده یک، دنده دو، وووو.*
در نهایت با گذراندن مانع هایی مثل نماز جمعه به دم در یکی از پارکینگ های استادیوم آزادی می رسیم تا با چونه وارد شویم که قبل از ما یکی که کنار بلیط فروش پارکینگ واستاده می پرسه بلیط نمی خواین؟
ما که ساعت یک ربع به 12 رسیدیم راحت ردیفای اول طبقه دوم جا پیدا می کنیم تا شیفته ی این همه اخلاق حرفه ای آقای مجری و ایجاد جو برای زودتر استادیوم رفتن و جای بهتری پیدا کردن نسبت به یک ساعت دیرتر رفتن بشوم.
در ضمن تا آخرین لحظه در هیچ مرحله ورودی ای بلیط هایی که خریداری شده بود چک نشد.
مسایل فنی و داوری را می ذارم برعهده برنامه نود، البته برنامه آقای کوثری هم بد نیستش هرچی باشه در آن برنامه هم همه چیز به زور مجری مساوی می شود.

فقط فکر می کنم در روزی که شاگردان قطبی تشنه داربی و گشنه برد-به گفته خودش، و تا دقایق آخر بازی هلاک یک تساوی بودند بهترین حرکت، حرکت تماشاگر سرخپوشی بود که سر و کله اش وسط زمین پیدا شد که در نهایت مهار شد. در فوتبالی که در نهایت علی دایی تحصیلکرده،علی پروین، افشین امپراطور و ژنرال قلعه نوعی فرقی ندارند و برای تیمی که بعد از قهرمانی 1000 تماشاگر سطح زمین را پر می کنند و با حداقل محرومیت مواجه می شوند نباید از تماشاگران پرسپولیس انتظار داشت که وقتی با این همه مشقت و عشق و علاقه، شیر و ببر های تیمشان عاجز از گرفتن مساوی هستند در دفاع از یکی از تماشاگران تیمشان 300 صندلی را وسط بازی پرت کنند پایین.

ژانر تماشاگر (این بار استقلالی) : از لحظه ورود پرسپولیس به زمین بازی و دیده شدن نیکبخت، این بازیکن سابق استقلالی و البته مادر محترمه را مورد عتایت قرار می دهند و یک لحظه پاوز، تلاوت قرآن و اصرار همین تماشاگران و داد و بیداد که قرآنه بلند شین و دوباره پلی و ادامه عنایات تا آخر بازی.

* از آهنگ می دونی الان ویلی تو چه فکریه، زدبازی

October 3, 2008 8:02 PM

نظرها

kheili bade ke adam yektarefe ve esteghlali manesh benevise na ???

elham | October 4, 2008 10:56 AM

2 تا تیر دروازه خوردین - 61% بازی مال قرمزا بوده - نیمه دوم هم که 3 تا توپ نیاوردین این نیمه ...( من دیگه چیزی نمیگم )
---
:) 2 هیچم باخته بود پرسپولیس که بازم همینا رو می گفتین
;)

آرش پسر خاله | October 4, 2008 12:01 PM

pesaram shoma dari be rahaye bad keshide mishe CDt ro bayad zoodtar write bezan ke dast az sare vilio daro dastash vardari! oona tavajohi be orfiato masaele akhlaghi nadaran! nagoo ke akhlaghiati ke kheyr naresooonan bisamaran!:D anyway tafsirate varzeshisham sokoot minomaeim! B-) hoom
---
;)

tina | October 4, 2008 3:43 PM

خوب مهران خان امیدوارم بندرعباس خوش بگذره با خاطرات خوش و دستی پر برگردی .

بهشب | October 9, 2008 1:31 PM

qqttdpqhunmzlpxsvvcikkdwmwloiw

aikihq | October 20, 2008 1:26 AM