Daily Links
ارژنگ منتشر شد
هفت سابق
« ما هنرمند ها ... »
یادداشتی از زن روزهای ابری
Foto8
شماره 24
وبلاگ خانه عکاسان تبریز
نقد آثار،عکس نوشته و ...
نمایشگاه عکسهای کاوه گلستان در لندن
همراه با عکس هایی منتشر نشده
+ آرشيو لينکهای روزانه
Archives
November 2008October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
Search
Feed
Entries' FeedContact
mail [at] mehranafshar.comPowered By
Movable Type 3.35Special Thanks to
hamidreza [dot] comاولین یادداشت پس از پایان یک مجموعه
به گمانم این نقل قول از تارانتینو بود که می گفت :«روح آدم ها با دیدن فیلم های اسلشر و ترسناک تصفیه می شود»، یا یک جمله ای با همین مضمون. اما اگر امشب كوئنتین کبیر پای تلویزیون صدا و سیما نشسته بود و لحظه در آغوش گرفتن دو برادر را که تا لحظاتی قبل پسر دایی، پسر عمه یکدیگر بودند را همراه با موزیکی که خواننده ای همراهیش می کرد در حالیکه سمیرا در نقش مریم مقدس در بک گراند بود می دید، مطمئنا در جمله خودش تجدید نظر می کرد. و خودش هم به جای ساخت فیلم های سخیفی مثل پالپ فیکش و کیل بیل به ساخت سریال های درام ایرانی روی می آورد. مگر می شود تارانتینو آن لحظه ای را که پویا و بهرام به فرخنده و لیلی -آن هم بعد از اینکه متوجه شده اند مادرشان قبلا مرده است - می گویند مامان را ببیند و روحش تصفیه نشود؟ مگر می شود ببیند پویا به شوهرخاله خود که تا حالا پدر خود می دانسته بگوید «بابا تو با پدرم هم سنگر بودی؟» و روحش پاک نشود؟ نه مطمئنم که با دیدن تک تک این سکانس ها نظرش عوض می شد.
حیف که تمام شد... اما سعی خواهم کرد این خلا چند روزه را که تا شروع فیلم های رمضان وجود دارد با رفتن به سینما و دیدن فیلم سربلند پر کنم..
لازم به یادآوریه که این دومین یادداشت من درباره فیلمه، که اولیش متعلق است به شمعی در باد، اثر: پوران درخشنده.
و مورد دیگر اینکه کپی این مطلب تنها در مجله فیلم و سایت آی،ام،دی،بی مجاز است. و البته با ذکر منبع.

previous


نظرها
اینا همه هیچی! نمیگی چی شد که خانوم ادیب دسته گل گرفتن با پدر خدمت رسیدن؟! به خدا کار کار همون خونه فرحزاد بود..
تینا | September 3, 2008 2:18 AM
آخرم نگفتی عزیز و ماهرخ کی بودن!!؟:دی
تینا | September 3, 2008 2:19 AM